خدا می بینه من نفس می کشم نفس منو می بره

از بد بختی جدیدم براتون بگم

زنداداشم قهر کرده درخواست طلاق داده

بچه ها موندن گردن من

[ یکشنبه بیست و دوم تیر ۱۴۰۴ ] [ 21:57 ] [ کژی ] [ ]
هیچی سرجاش نیست...

ولی مامان که خونه نیست......

[ دوشنبه شانزدهم تیر ۱۴۰۴ ] [ 1:55 ] [ کژی ] [ ]
زندگی خر

نوشتن این چیزا خیلی درست نیست ولی واقعا اعصابم خورد.

دوس داشتم بهش بگم تو که از زندگی من خبر نداری.

یا اگه داری جای من نیستی

نمی دونی یه عمر آواره بودن خونه اینو اون واسه هدفی که اخرش هیچی شده یعنی چی.

نمی دونی جاو مکان نداشتن یعنی چی.

نمی دونه منت دیگران سرت بودن یعنی چی.

اگه هر حرف زشتشم بهت بزنن تو چون مدیونشونی نمی تونی چیزی بگی چون نیازشون داری.

تو نمی دونی دختر مجردی که مادر نداره خونه پدرشم با اومدن یه زن دیگه شبیه خونه غریبه هاس یعنی چی.

این که کسی رو بخوای و بهت اجازه ندن بهش برسی

من الان دوس دارم بمیرم این تنها چیزیه که آرزو دارم.

چون هر راهی مسرم نمیشه

چون تا می خوام کاری کنم ده نفر میان میگن عه عوض شدی ،انتظار نداشتیم ازت،عه تو این جوری نبودی.

تو هیچی از زندگی من نمی دونی.

تو نمی دونی چه اتفاقی برای من افتاده

تو نمی دونم تو چه شرایطیم

حق نداری منو قضاوتم کنی

من همیشه از خیلی چیزا به خاطر کسایی که دوسشون داشتم گذشتم.

آکادمی اولین گروهی بود من عضوش شده بودم

دوسش داشتم

به خاطر تو ترکش کردم.

مگه من چه سودی بهم میرسه تو اون کانال

خداروشکر اجازه ندادم برام بسته بخری وگرنه بدتر از این رفتار می کردی منت اونم سرم بود

وقتی کار دلیه پس می تونم باشم یا نباشم هر وقت حالم خوب باشه باشم هر وقت نتونم نباشم.

تینا مدت ها بود

هستیم بود هیچ کدوم هیچ فعالیتی نداشتن

من به خاطر این کانال گاهی شبا نمی خوابیدم.

ولی تو ندیدی

و فقط فعالیت نداشتن منو تو این چند روز دیدی.

نمی دونستم این کانال مهم تر از هرچیزیه برات.

راست میگه هستی ادم نباید واسه هیچی کار کنه بعدش وظیفه اش میشه.

دیگه خسته شدممممم.

[ پنجشنبه دوازدهم تیر ۱۴۰۴ ] [ 16:54 ] [ کژی ] [ ]
دکتر روح

به اسرار خواهرم رفتیم دکتر روح

هی کژالتون روحش مریضه🥺🥺

[ دوشنبه نهم تیر ۱۴۰۴ ] [ 22:57 ] [ کژی ] [ ]
دلم تنگیده براتون

سلام دوستای گلم حالتون چطوره خوبین؟

خیلی دلم براتون تنگ شده ولی هنوز اوضاع مثل قبل نشده راحت وقت و دلو دماغشو داشته باشم بیام کامنت بدن گاهی میام وباتون پستا رو می خونم ولی راستش نمی دونم چرا حسو حال کامنت دادن ندارم.

دلم برای هیلا،ریحانه،مریم،نازی،آقا مجتبی،آنا،مهربان،غزل پروانه،آقا پارسا،ورفیق و برادر نیمه راه جناب رستا،دنیا،Me،جناب N،آقای واتوره،آقای رضواتی،مهسا،مرد جنوبی،سعاد واین اواخر آقای گمنام ۹۰ و.....

برای همه دلم تنگ شده

انشالله همتون شادو سلامت باشین و تو این موشک بارون ده دوازده روز هیچ مشکلی براتون پیش نیومده باشه.

هنوز هیچ کاری پیدا نکردم،هنوزم آواره ام از این خونه به اون خونه میرم.

ده ملییونم قرض بالا آواردم😂🤦‍♀️

خلاصه اوضاع خوبی نیست.

الان که اینو می نویسم از خودم دلگیرم،از خودم ناراحتم.

دلیلشو میگم ولی در ادامه نوشته با رمز.

خیلی دوس دارم یه روزی بیام اینجا بهتون بگم همه چی درست شد.

مواظب خودتون باشین.🌹

ادامه مطلب

[ جمعه ششم تیر ۱۴۰۴ ] [ 6:38 ] [ کژی ] [ ]
ببخشید

یکم حال روحیم خوب نی

نمی دونم چرا

خیلی اوضاع اون طوری که می خوام پیش نمیره

ببخشید جواب کامنتارو ندادم

ویه قولیم به یکی از دوستای وبلاگی دادم هنوز بهش عمل نکردم

واقعا ببخشید.

[ یکشنبه هجدهم خرداد ۱۴۰۴ ] [ 0:43 ] [ کژی ] [ ]
کار پیدا کردم

یه کاری پیدا کردم

تو یه کارخانه

گفتن رشته تحصیلیت به درد کار اداری می خوره.

کار سیستمیه

قراره یکی دو هفته دیگه بهم خبر بدن.

اخه پرسید اکسل بلدی؟گفتم متوسط

گفت یادگیریت خوبه؟گفتم آره یاد می گیرم.

گفتش دو هفته دیگه خبرت می کنیم

حقوقش گفت طبق اداره کار،ماهی یه بار از محصولات شرکت بهتون هدیه میدن،بن کالا داره،اضافه کار داره.

دعا کنین جور شه برام این کار🥺

[ دوشنبه پنجم خرداد ۱۴۰۴ ] [ 23:27 ] [ کژی ] [ ]
سلااااام

سلام سلام

خوبین؟

من باز یه مدت غیبت صغری داشتم😁

اومدم ساوه خونه داداشم و دنبال کار می گردم.

اینو نقد کنین

آغوش تو،
سرزمینی‌ست مقدس

که با دلی شکسته
زائر می‌شوم هر بار
و تنها شفایم،
لبخندی‌ست
که از عمق نگاهت طلوع کند.

#کژال

[ شنبه سوم خرداد ۱۴۰۴ ] [ 9:35 ] [ کژی ] [ ]
وجین

سلام دوستای گلم خیلی ممنونم از کامنتای قشنگتون.

ببخشید که کامنتارو تایید نکردم

من برگشتم خونه پیش بابا و زن بابا

مشغول کار کشاورزی

سرم کمی شلوغ

سرفرصت حتما به وبتون سر می زنم🙏🌸

یه چند تا عکسم ببینین امروز گرفتم😁

امروز تو گروه مدیران بچه ها نوشته بودن اول هفته خوبی داشته باشی.

منم وقتی نشسته بودم استراحت کنم.

این عکسو فرستادم گفتم چه اول هفته خوبی دارم من😁

دیگه لالا کنم فردا میرم سر زمین🥺

[ شنبه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۴۰۴ ] [ 23:11 ] [ کژی ] [ ]
روح و تن و جانم خسته اند..‌‌

روح و وتن جانم خسته اند، و دلم آکنده از غباری‌ست که راهِ نفَس را بر من بسته است. تمنای گم‌شدن دارم در سرزمینی ناشناس، آن‌جا که هیچ نگاهی مرا نشناسد، و هیچ چشمی دنبالم نگردد. جایی دور، به دور از غوغای آدمیان

دلم گریزی‌ست از همه چیز، از آدم‌ها، از خاطره ها و از خود......همچون آواره‌ای بی‌سرزمین و بی‌پناه، در کوچه‌پس‌کوچه‌های بی‌انتها سرگردانم.

هیچ نقطه‌ای از این جهان، از آنِ من نیست،در هر کنجی که پناه می‌برم، دستی از جنس تنهایی بر شانه‌ام می‌نشیند و طعم تلخ غربت را در جانم می‌ریزد.

از آن دم که عزیزترینم رختِ سفر بست، این جهان برایم غریب‌تر از همیشه شد. همه چیز، بی‌معنا، بی‌رنگ، و من، باری سنگین بر دوش زمانه‌ام.

مرگ را نه از سر بیم، که به امید آرامش ابدی می طلبم،شاید در خاموشیِ پسِ پرده‌های هستی، سرانجام مأوایی برای آرام گرفتن بیابم...

#دلنوشته_کژی(رویا)

برچسب ها: دلنوشته_کژی
[ پنجشنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۴۰۴ ] [ 0:25 ] [ کژی ] [ ]
آخرین مطالب
صفحات سایت