سلاااام

سلام به همه دوستای گلم چطورین؟

دلم براتون تنگ شده

کل وقتمو گذاشتم برای کار

بیشتر اوقات دوشیفت میام

صبحه اش شیفت خودمه عصرم اضافه کاری.

این کالا برگو میدن شبا شلوغه تا ده و نیم شبم سر کارم

کل زندگیم شده کار

خانم بیاتی و آقای بیاتی صاحب فروشگاه خیلی منو دوس دارن.

البته منم اونارو دوس دارم.

کاش وقت می شد از تمام اتفاقاتی که می گذره تو فروشگاه براتون تعریف کنم.

شاید یه وقت بتونم یه خلاصه ای از این چند وقتو اتفاقای که گذشته رو بگم براتون.

الانم که دارم اینو می نویسم تو فروشگاهم.

مشتری نیست.

دیروز تولدم بود تا ده و نیم شب سر کار بودم

برگشتم برادر زاده ام برام کیک درست کرده بود

هر کدوم یه کادو خریده بودن برام.

داداش و زنداداشم شال خریده بودن

دیانا عطر

برهان تیشرت

روژان جوراب رو فرشی

هانیه ام کادوشو چند وقت پیش بهم داد

بعدش با خواهر زاده ها رفتیم کافه اونجا سوپرایزم کردن،برام تولد گرفتن.فکر کنم ۱۵ شهریور بود.

شما بگین چطورین چه خبرا چی کارا می کنین این مدت من نیستم ؟

[ پنجشنبه بیست و هفتم شهریور ۱۴۰۴ ] [ 15:14 ] [ کژی ] [ ]
آخرین مطالب