حوصله ام سر رفت از صبح ساعت هشت من اومدم کلا چهار تا مشتری اومده.
اونایم که اومدن همشون لبنیات خریدن و هله هوله چون امروزو فردا تعطیلن یا مهمون دارن یا تفریح میرن🤦♀️.
اللن اقای بیاتی میاد میگه خانم فتاحی چرا بی کار نشستی شیشه ها رو تمییز کن.
بعد میگه وقتایی که بی کاری می تونی دستمال بکشی قفسه هارو مرتب کنی.
و بعد قراره واسه هزارمین بار برام تعریف کنه که خودش وقتی واسه مردم کارگری می کرده چطور کار می کرده.
....................
داشتم متن بالایی رو می نوشتم که اقای بیاتی اومدن.
دقیقا همون حرف خودم شد گفت شیشه هارو تمیز کن.
نوشابه هارو جا به جا کن،مایه ده لیتری هارو مرتب کن.
.......
کار جور شد دیگه نمیگم حوصله ام سر رفت 😂