من فقط امروز حال روحی خوبی نداشتم.
انتظار همچین عصبانیتی نداشتم.
چطور باید بگم خواهر زاده ام شیفت بعد من وقتی ازم می خواد جاش وایسم باید وایسم.
چطور بگم دیشب از شکم درد نخوابیدم امروزم سرکار حالم خوب نبود.اصلا خودمم یادم رفته بود چه برسه به کلاس.چطور بگم الآنم حالم خوب نبود ولی واسه این که ناراحت نشه گفتم برم سر کلاسش باشم.
وقتی برگشتم گفتم کلاس الان وقت دارم .
من اصلا آدم ارومی نیستم که یه نفر این همه سر من غر بزنه و ساکت بمونم مگه این که اون آدم برای من بزرگ و قابل احترام باشه.
میگه به من بی احترامی کردی.
خدایی چند ساله منو می شناسین من همچین آدمی؟